خدا وکیلی کدوم یکی از این سبزا فکر می کردن انگلیس عزیزشون که حجازی براشون فرستاد ایران تا جنبششون شهید داشته باشه، روزی فیس بوک را می بنده؟!؟!؟!
خدا وکیلی کدوم یکی از این سبزا فکر می کردن انگلیس عزیزشون که حجازی براشون فرستاد ایران تا جنبششون شهید داشته باشه، روزی فیس بوک را می بنده؟!؟!؟!
یادتون هست در فتنه 88 چقدر این انگلیسی های اِبنِ دزد دریایی ها (رجوع شود به چگونگی تشکیل انگلیس) موش دواندند و کشته سازی کردند و خط دادند و عوامل روحانی نماشون این خطها رو گرفتند و اینها خط دادند و اونها گرفتند و خلاصه اوضاع خط خطی شد و خودشونم نفمیدند دارند به ضرر خودشون کار می کنند. ما اون موقع در دعاهامون می گفتیم خدایا مکر دشمنان ما رو به خودشون بر گردون!!! چه عجیب که الان خودشون درگیر اعتراض داخلی هستند. خدایا این دعای ما رو هم زود به اجابت برسون:
بقیه الله رو زودتر برسون الهی آمین
از خیلیها شنیدیم وقتی وارد مدینه می شوند یک ابر سنگین بارانی که قصد داره روزها بباره و سالهاست که در پشت پلک آزادگان جهان روز شماری می کرده شروع به باریدن می کند. و چه کردند این مردم نامرد مدینه که قلبها نه دلشان می آید بایستند و نه توان جنبش دارند و سرگردان و حیران، ناگزیرند به در و دیوار سینه های سوخته ای بزنند که حسرت این را دارند که به جای سینه دختر پیامبر نه یکبار بلکه هر لحظه پشت میخ در قرار بگیرند و چه خوب این ناز دانه آخرین نبی خدا دلدادگان را حیران و واله می کنه در مدینه. هر کدام از معصومین بالاخره جایی دارند که آدم بره و زیارت کنه اما فاطمه ی علی همه را سرگردان می کنه گویی دوست دارد قدم به قدم یادش باشی. ولی فقط در مدینه این حال رو داری چون مطمئنی شیر خدا مجتبیِ مصطفی را که حتی تاب نداره رو پا بایسته تا سلمان بیاد دم در و تکیه به دیوار میده، برای خاکسپاری مادرش زیاد راه نمی بره. مطمئنی مادر سادات غیر قلب ما یه جایی توی مدینه است اما اما اما اما اما امان از این آخر زمان که اگر در بهرش بری هر لحظه و هرجا باید واله و شیدای مولای خودت اباصالح باشی. هر جایی ممکنه باشه و تو . . . .
لا حول و لا قَوت الّا بالله
سلام به تمام کسانی که دارند این مطلب رو می خونند.
بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب، بعد از یک سال که این وبلاگ غیر فعال افتاد یه طرف امروز اول ماه رمضان 1432 تصمیم گرفتم این وبلاگ دلنوشته خود خودم باشه و حرفای خودم رو توش بنویسم.
حالا که مهرنوشمم نیست و رفته مالزی احساس تنهایی می کنم و دوست دارم حرفهام رو بگم و بنویسم حتی اگر کسی نیاد بخونه و نظر نذاره. دوست دارم دغدقه هام رو بگذارم و دلتنگیهام و دلخوری ها ونق زدنهام و البته نظرات قصارم رو در مورد مسائلی که پیش میاد.
دست نوشته ای از شهید احمدرضا احدی
نفر اول کنکور پزشکی سال 1364 ساعتی قبل از شهادت

حسین قدیانی / 26خرداد ٨٩
با سلام خدمت همه دوستان. دیگر همه فهمیده ایم که این روزها تعدادی از همسنگران خوب مان با بی مهری بلاگفا روبرو شده و وبلاگشان مسدود شده است. به لطف خدا تعداد زیادی از عزیزان به صرافت کوچ از بلاگفا افتاده اند. باید پذیرفت ادامه فعالیت وبلاگ های ارزشی در بلاگفا؛
اولا؛ بی مهری به دیگر همسنگران زخم دیده مان و چشم بستن بر عمل زشت مدیران بلاگفاست.
ثانیا؛ مدیران بلاگفا را در انجام این اعمال نا درست گستاخ تر می کند، چرا که می بینند هزینه ای بابت این عمل غیر منطقی خود نمی پردازند.
ثالثا؛ به نوعی تایید بسیاری از اقدامات خلاف قانون بلاگفا از جمله تبلیغات مغایر با آرمانهای انقلابی و شئون اسلامی و همچنین تلویحا حمایت از اقدامات اخیر بلاگفا در زمینه مسدود غیر مجاز می باشد سریالی وبلاگ نویسان ولایی است.
و اما چه کاری از داداش حسین شما ساخته است؟ من فکر می کنم برای حمایت از دوستان مورد ظلم واقع شده، باید “مبارزه منفی” کنم؛ نه با مدیران بلاگفا که با آن دسته از دوستان خودمان که هنوز خانه شان در فضای مجازی واقع در کوچه بن بست بلاگفاست. خار در چشم و استخوان در گلو و با ذکر همان “مع الاسف” های معروف خمینی و “لیکن” های مشهور خامنه ای باید بگویم حرفی را که سخت است گفتنش اما ناچارم به بیانش؛ تا یک هفته دیگر در “قطعه ۲۶″ نظراتی که با نشانی بلاگفا بیاید صرفنظر از محتوای نظر و جدای از علاقه وافر من به فرد نظر دهنده به هیچ وجه تایید نخواهد شد، چرا که تایید نظراتی از این دست یعنی نمک پاشیدن بر زخم دوستانی که این روزها یکی پس از دیگری دارند از بلاگفا اخراج می شوند. روزی گفتم: “ما اهل گوگل نیستیم، خامنه ای. دات. آی. آر، تنها بماند”، حالا می گویم: ” ما اهل بلاگفا نیستیم، ستاره های ماه تنها بمانند”.
به پا خیزید بچه ها. شان مطالب عاشورایی شما در صفحه روسیاه بلاگفا نیست. با همت مضاعف خود کاری کنید که تا چندی دیگر در بلاگفا فقط شترمرغ های عاشق سواحل بی عفتی، کلبه داشته باشند. شان شما آشیانه ای است که آشنا باشد با درد و رنج نهفته در فحوای مطالب حماسی تان. فرزندان حیدر کرار در مسجد ضرار نماز نمی خوانند. بلاگفا ابزاری نیست قدرتمند، بلکه ابزاری است درست مثل مسجد ضرار. زار بلاگفا را در می آوریم اگر بخواهد در فضای مجازی با احساسات مقدس ما بازی کند و حرف زور بزند.
والسلام. داداش حسین بچه بسیجی هاhttp://ghadiany.com/wp/
*****
اولین سرویس وبلاگ دهی ویژه وبلاگ نویسان ارزشی در ایران به آدرس www.pelakfa.com افتتاح شد.
به گزارش رجانیوز ، مدیر این سرویس دهنده در معرفی سایت خود نوشته است: به نظر میرسید سرویسها و نرمافزارهای موجود برای این منظور، از نظر فنی، جای پیشرفت بسیاری دارند و هنوز خدمات بسیار مفیدی قابل ارائه است که این نرمافزارها تا کنون آن را عرضه نکردهاند. از دیگر سو، توقع ناگفته و نانوشتهای که ـ تقریباً ـ همه، از سرویسدهندگان وبلاگها داشتند، توجّه جدّی به مدیریت محتوا بود، تا مانع از سوءاستفادهی اقلیتی بسیار محدود از فضای آزاد گردش اطلاعات شوند.
طبیعی است که آزادترین جوامعِ دنیا نیز، قوانین و به اصطلاحِ رایج «خطوط قرمزی» دارند که همگان برای حفظ نظم اجتماعی باید بدان پایبند باشند. این ضوابط به منزلهی چراغ راهنما در معابر شهری است که عدم توجه و احترام به آن سبب تضییع حقوق اجتماعی دیگران و ایجاد مشکل برای همه میشود.
در پلاکفا ، سعی بر آن بوده است تا با ایجاد محیطی سالم، صمیمی و سرشار از محبت، خلوص و صفا، استعدادهای جوانان پاک این سرزمین آسمانی که یادگار شهیدان هشت سال دفاع مقدس است رشد یابد و تلاش شده است تا پلاکفا بستری باشد برای برقراری تعاملات فکری و فرهنگی.
ما برای فکر و اندیشهای که به وسیله جوانان نویسنده تولید میشود، ارزش و منزلتی والا قائلیم، هرچند این افکار تطابق کامل با دیدگاههای رسمی نداشته باشد. ما پرسشگری و طلب را بزرگترین سرمایه یک انسان برای پیشرفت در ابعاد مختلف حیات بشری میدانیم.
*****
طهورا نیز از بلاگفا به پلاکفا نقل مکان کرد.
http://pardisetahoura.pelakfa.com/
همه «انسانهایی که از دید جسمانی و فکری به بلوغ میرسند» در وجودشان کم و بیش، به خیالپردازی جنسی فکر می کنند که به راستی همان بروز احساسات و شهوت طبیعی نهفته در وجود هر انسان است. این احساس معمولا در بزرگسالان، و در هر دو جنس(موذکر-مونث)، و بیشتر کسانی که پیشینه ی رابطه ی جنسی نداشتند وجود دارد.
خیالپردازی جنسی در ضمیر ناخودآگاه ما شکل می گیرد ، قدرت تخیّل سکس ، رابطه ی مستقیم با میزان شهوت هر شخص دارد که در زنان این امر بیشتر است و در کودکان نیست مگر اینکه کودک تصاویری تماشا کند که در ظاهر کودکانه ولی حقیقت شهوت انگیز است.
رویاپردازی جنسی سبب بروز مشکلاتی ناخواسته می شود، «برای نمونه: کودک آنقدر غرق در هوس و میل جنسی می شود که حتّی دوست دارد با والدین یا خواهر و برادر خود ارتباط داشته باشد!» در نتیجه کودک پس از هر خیال پردازی دائماً عذاب وجدان دارد که چرا در خیال خود با «والدین یا خواهر و برادر» خود ارتباط جنسی داشته است.
به مرور زمان کودک بزرگتر می شود، خود را موجودی منحرف و بی مصرف در اجتماع می بیند. این افکار تبدیل به عقده های روحی می شود.
برخی از کودکان توسط «شبکه های پورون و یا تفریحی» با سینه و اندام تناسلی زن و مرد آشنا میشوند. کودکان به گونه ای در تخیّلات، به این توّهمات و رویاها می پردازد و در نزدیکی جنسی یک رویه ثابت را پیش گرفته و تا آخر همانگونه می مانند و از «نزدیکی جنسی واقعی» فرار می کنند و دچار مشکلات روحی می شوند.
بله، شما باید بر اینترنت، رایانه و ریسیور(ماهواره) خود و فعالیتهای کودک، نظارت داشته باشد و تفریحات سالم را برای کودکان خود فراهم کنید.
شبکه های ماهوارای فارسی زبان با اهداف خاص مانند:
آشنا کردن خانواده های ایرانی با «فساد اخلاقی» و «نزدیکی جنسی با محارم» و «تهاجم فرهنگی» برنامه ریزی شده اند، یکی از شبکه های فعال، شبکه «فارسی ۱ » است و جالب اینجاست که مالک شبکه «فارسی ۱» رابرت مرداک، صهیونیست استرالیایی است.
وران استفاده انحصاری از سلاح های سخت برای برتری در جنگ ها، هنگامی به سر آمد که سلاح های نرم وارد کارزار شدند این سلاح ها از آن رو به سلاح های نرم معروف شدند که برخلاف سلاح های رایج خرابی و کشتار از خود به جا نمی گذارند ـ البته موارد استثنایی نیز به صورت غیر مستقیم مانند تهییج و شورش مردمی وجود دارد ـ بلکه به صورت غیر مستقیم تاثیرات خود را باقی می گذارند. به همین دلیل توجه مسئولین امر به این مسئله بسیار اندک- بخوانید صفر- است متاسفانه مدتی است موجی از انتشار فیلم های روز سینمای صهیونیستی هالیوود، که غالبا دارای مهر +18 هستند را در گوشه و کنار خیابان ها و همچنین در برخی از وب سایت های اینترنتی مشاهده می کنیم. این در حالی است که در ابتدای این تهاجم نرم دشمن ، فیلم ها بصورت زبان اصلی به فروش می رسید اما پس از مدت کوتاهی افراد و شرکت هایی برای جذب مشتریان خود، اقدام به ترجمه این فیلم ها کرده و فایل های ترجمه شده ی فیلم ها را در بازار منتشر ، و حتی از ترجمه شنیع ترین کلمات نیز خودداری نمی کنند
یا رب الحسین وقتی حسین علیه السلام در صحنه است؛اگر تو درصحنه نیستی؛هرکجامیخواهی باش! چه ایستاده به نماز ... چه نشسته بر سر سفره شراب ... شهید گلستانی اکنون پس از "20سال" آیا میتوان به درخت پر ثمر خمینی احتجاج کرد و میوۀ «استقلال» را نادیده گرفت و با کسانی که از کشورهای بیگانه برای دخالت در انتخابات مدد میجستند، همنشین شد؟ و اکنون پس از "20سال" آیا میتوان ثمرۀ «ولایت فقیه» امام را نادیده گرفت و در روز تنفیذ، غیبت غیر موجّه داشت؟ و اکنون پس "20 سال" آیا میتوان به فرزندزادگی مرحوم حاج احمد خمینی افتخار کرد و به این بهانه «رأی ملت» را نادیده گرفت و در مراسم هفته دولت از همراهی با منتخب ملت سرباز زد و از سایتهای ضد انقلاب مدال شجاعت دریافت کرد؟ آن پدری که تو فرزند اویی پیروی از ولایت را به تو وصیت کرد، چگونه پس از تنفیذ همچنان ساز مخالفت زدی؟ فأین تذهبون؟ اکنون پس از "20 سال" آیا میتوان به بهانه نوادۀ امام بودن با کسانی که جوانان این دیار را به کشتن دادند، خندۀ مستانه سر داد و در عروسی فرزند فتنه با سران فتنه همنشین شد؟ مهدی احمدی و چه زیبا گفت حسین قدیانی : بچه ها! اسیر حاشیه نشوید! توجه توجه : ثبت نام اعزام به غزه ***** پ.ن : ۱- روز واقعه نزدیک است. یکدیگر را دعا کنیم مبادا جابمانیم..... ۲- پیامبر خدا صلی الله علیه وآله حُبُّ الثَّناءِ مِنَ النّاسِ یُعمِی وَ یُصِمُّ .
مباد که چون نخبگان بی بصیرت " صم بکم عمی" شویم و کلام حق و کلام نور مولا بر دلهایمان اثر نکند....
" ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه....."
انتظار ستایش از مردم، چشم را کور و گوش را کر میکند.

بعدازظهر یکی از روزهای خنک پاییزی سال 64 یا 65 بود. کنار حاج محسن دین شعاری، مسئول تخریب لشگر27 محمد رسول الله "صلی الله علیه و آله و سلم" در اردوگاه تخریب یعنی آنسوی اردوگاه دوکوهه ایستاده بودیم و باهم گرم صحبت بودیم، یکی از بچه های تخریب که خیلی هم شوخ و مزه پران بود از راه رسید و پس از سلام و علیک گرم، رو به حاجی کرد و با خنده گفت: حاجی جون! یه سوال ازت دارم خدا وکیلی راستشو بهم می گی؟
حاج محسن ابروهاشو بالا کشید و در حالی که نگاه تندی به او انداخته بود گفت: پس من هر چی تا حالا می گفتم دروغ بوده؟!!
بسیجی خوش خنده که جا خورده بود سریع عذر خواهی کرد و گفت: نه! حاجی خدا نکنه، ببخشین بدجور گفتم. یعنی می خواستم بگم حقیقتشو بهم بگین ........
حاجی در حالی که می خندید دستی بر شانه او زد و گفت: سوالت را بپرس.
- می خواستم بپرسم شما شب ها وقتی می خوابین، با توجه به این ریش بلند و زیبایی که دارین، پتو رو روی ریشتون می کشید یا زیر ریشتون؟

حاجی دستی به ریش حنایی رنگ و بلند خود کشید. نگاه پرسشگری به جوان انداخت و گفت: چی شده که شما امروز به ریش بنده گیر دادی؟
- هیچی حاجی همینجوری !!!
-همین جوری؟ که چی بشه؟
- خوب واسه خودم این سوال پیش اومده بود خواستم بپرسم. حرف بدی زدم؟
- نه حرف بدی نزدی. ولی ....... چیزه ........

حاجی همینطوری به محاسن نرمش دست می کشید. نگاهی به آن می انداخت. معلوم بود این سوال تا به حال برای خود او پیش نیامده بود و داشت در ذهن خود مرور می کرد که دیشب یا شبهای گذشته، هنگام خواب، پتو را روی محاسنش کشیده یا زیر آن.
جوان بسیجی که معلوم بود به مقصد خود رسیده است، خنده ای کرد و گفت: نگفتی حاجی، میخوای فردا بیام جواب بگیرم؟
و همچنان می خندید.
حاجی تبسمی کرد و گفت: باشه بعداً جوابت رو میدم.
یکی دو روزی گذشت. دست برقضا وقتی داشتم با حاجی صحبت می کردم همان جوانک بسیجی از کنارمان رد شد. حاجی او را صدا زد. جلو که آمد پس از سلام و علیک با خنده ریز و زیرکی به حاجی گفت: چی شد؟ حاج آقا جواب ما رو ندادی ها ؟؟!!
حاجی با عصبانیت آمیخته به خنده گفت: پدر آمرزیده! یه سوالی کردی که این چند روزه پدر من در اومده. هر شب وقتی می خوام بخوابم فکر سوال جنابعالی ام. پتو رو می کشم روی ریشم، نفسم بند می آد. می کشم زیر ریشم، سردم میشه. خلاصه این هفته با این سوال الکی تو نتونستم بخوابم.
هر سه زدیم زیر خنده. دست آخر جوان بسیجی گفت: پس آخرش جوابی برای این سوال من پیدا نکردی؟
منبع: بلاگ طنز جبهه
"هوالبصیر"
در روزگاری که چشم هایِ سیاهِ شبهِ آدمیان، حریص تر از همیشه است
عده ای، رویای زیبایی را در هتک عفت میبینند
در هتک حریمی که از تندیس حیاء یاس بوستان محمدی
در دفتر ارزش های یک بانو به جای مانده است
بانو!...حجابت ، کیمیای غیرتت را به لبخندی هرز مفروش!

کلیپ صوتی غربت مهدی(در راستای عفاف)برای دانلود
شاید احیای ارزش عفاف ، بهترین مرهم باشد برای پهلوی مجروح حضرت زهرا سلام الله علیها
وبلاگ جنجال یک سکوت