شبکه «فارسی ۱» باعث خیال پردازی جنسی در کودکان می شود
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : منتظران منجی

همه «انسانهایی که از دید جسمانی و فکری به بلوغ میرسند» در وجودشان کم و بیش، به خیالپردازی جنسی فکر می کنند که به راستی همان بروز احساسات و شهوت طبیعی نهفته در وجود هر انسان است. این احساس معمولا در بزرگسالان، و در هر دو جنس(موذکر-مونث)، و بیشتر کسانی که پیشینه ی رابطه ی جنسی نداشتند وجود دارد.


  • خیال پردازی جنسی  

 خیالپردازی جنسی در ضمیر ناخودآگاه ما شکل می گیرد ، قدرت تخیّل سکس ، رابطه ی مستقیم با میزان شهوت هر شخص دارد که در زنان این امر بیشتر است و در کودکان نیست مگر اینکه کودک تصاویری تماشا کند که در ظاهر کودکانه ولی حقیقت شهوت انگیز است.

 

  • آیا خیال پردازی درباره نزدیکی جنسی برای کودکان ضرر دارد؟ 

 رویاپردازی جنسی سبب بروز مشکلاتی ناخواسته می شود، «برای نمونه: کودک آنقدر غرق در هوس و میل جنسی می شود که حتّی دوست دارد با والدین یا خواهر و برادر خود ارتباط داشته باشد!» در نتیجه کودک پس از هر خیال پردازی دائماً عذاب وجدان دارد که چرا در خیال خود با «والدین یا خواهر و برادر» خود ارتباط جنسی داشته است.
به مرور زمان کودک بزرگتر می شود، خود را موجودی منحرف و بی مصرف در اجتماع می بیند. این افکار تبدیل به عقده های روحی می شود.

 

  • آشنایی زودهنگام کودک با «مسئله نزدیکی جنسی و جنس مخالف: 

  برخی از کودکان توسط «شبکه های پورون و یا تفریحی» با سینه و اندام تناسلی زن و مرد آشنا میشوند. کودکان به گونه ای در تخیّلات، به این توّهمات و رویاها می پردازد و در نزدیکی جنسی یک رویه ثابت را پیش گرفته و تا آخر همانگونه می مانند و از «نزدیکی جنسی واقعی» فرار می کنند و دچار مشکلات روحی می شوند.  

 

  • آیا میشود مانع «خیال پردازی جنسی» کودکانمان شویم؟ 

  بله، شما باید بر اینترنت، رایانه و ریسیور(ماهواره) خود و فعالیتهای کودک، نظارت داشته باشد و تفریحات سالم را برای کودکان خود فراهم کنید. 

 

  • هشدار به خانواده‌های فارسی زبان: شبکه «فارسی ۱» باعث خیال پردازی جنسی با والدین در کودکان میشود

شبکه های ماهوارای فارسی زبان با اهداف خاص مانند:

آشنا کردن خانواده های ایرانی با  «فساد اخلاقی» و «نزدیکی جنسی با محارم» و «تهاجم فرهنگی» برنامه ریزی شده اند، یکی از شبکه های فعال، شبکه «فارسی ۱ » است و جالب اینجاست که مالک شبکه «فارسی ۱» رابرت مرداک، صهیونیست استرالیایی است.


وران استفاده انحصاری از سلاح های سخت برای برتری در جنگ ها، هنگامی به سر آمد که سلاح های نرم وارد کارزار شدند این سلاح ها از آن رو به سلاح های نرم معروف شدند که برخلاف سلاح های رایج خرابی و کشتار از خود به جا نمی گذارند ـ البته موارد استثنایی نیز به صورت غیر مستقیم مانند تهییج و شورش مردمی وجود دارد ـ بلکه به صورت غیر مستقیم تاثیرات خود را باقی می گذارند. به همین دلیل توجه مسئولین امر به این مسئله بسیار اندک- بخوانید صفر- است متاسفانه مدتی است موجی از انتشار فیلم های روز سینمای صهیونیستی هالیوود، که غالبا دارای مهر +18 هستند را در گوشه و کنار خیابان ها و همچنین در برخی از وب سایت های اینترنتی مشاهده می کنیم. این در حالی است که در ابتدای این تهاجم نرم دشمن ، فیلم ها بصورت زبان اصلی به فروش می رسید اما پس از مدت کوتاهی افراد و شرکت هایی برای جذب مشتریان خود، اقدام به ترجمه این فیلم ها کرده و فایل های ترجمه شده ی فیلم ها را در بازار منتشر ، و حتی از ترجمه شنیع ترین کلمات نیز خودداری نمی کنند


 
هرکجا میخواهی باش!
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : منتظران منجی

یا رب الحسین

وقتی حسین علیه السلام در صحنه است؛اگر تو درصحنه نیستی؛هرکجامیخواهی باش!

چه ایستاده به نماز ... چه نشسته بر سر سفره شراب ...     

شهید گلستانی

 

و اکنون پس از 20 سال...  

 

اکنون پس از "20سال" آیا میتوان به درخت پر ثمر خمینی احتجاج کرد و میوۀ «استقلال» را نادیده گرفت و با کسانی که از کشورهای بیگانه برای دخالت در انتخابات مدد میجستند، همنشین شد؟

و اکنون پس از "20سال" آیا میتوان ثمرۀ «ولایت فقیه» امام را نادیده گرفت و در روز تنفیذ، غیبت غیر موجّه داشت؟

و اکنون پس "20 سال" آیا می‌توان به فرزندزادگی مرحوم حاج احمد خمینی افتخار کرد و به این بهانه «رأی ملت» را نادیده گرفت و در مراسم هفته دولت از همراهی با منتخب ملت سرباز زد و از سایت‌های ضد انقلاب مدال شجاعت دریافت کرد؟ آن پدری که تو فرزند اویی پیروی از ولایت را به تو وصیت کرد، چگونه پس از تنفیذ همچنان ساز مخالفت زدی؟ فأین تذهبون؟

 اکنون پس از "20 سال" آیا میتوان به بهانه نوادۀ امام بودن با کسانی که جوانان این دیار را به کشتن دادند، خندۀ مستانه سر داد و در عروسی فرزند فتنه با سران فتنه همنشین شد؟            مهدی احمدی

 

و چه زیبا گفت حسین قدیانی : بچه ها! اسیر حاشیه نشوید!

توجه توجه :  ثبت نام اعزام به غزه  

*****

پ.ن : 

۱- روز واقعه نزدیک است. یکدیگر را دعا کنیم مبادا جابمانیم.....
مباد که چون نخبگان بی بصیرت " صم بکم عمی"  شویم و کلام حق و کلام نور مولا بر دلهایمان اثر نکند....
" ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه....."

 

 ۲- پیامبر خدا صلی الله علیه و‌آله
                                          

 حُبُّ الثَّناءِ مِنَ النّاسِ یُعمِی وَ یُصِمُّ .
 انتظار ستایش از مردم، چشم را کور و گوش را کر میکند.

Expecting praise from people makes the eye blind and the ear deaf.
نهج الفصاحه، ص 283، ح 1341


 
حاجی! پتو رو روی ریشتون می کشید یا زیر ریشتون؟!!
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ٥ خرداد ۱۳۸٩ : توسط : منتظران منجی


2009-11-11_112058.jpg




بعدازظهر یکی از روزهای خنک پاییزی سال 64 یا 65 بود. کنار حاج محسن دین شعاری، مسئول تخریب لشگر27 محمد رسول الله "صلی الله علیه و آله و سلم" در اردوگاه تخریب یعنی آنسوی اردوگاه دوکوهه ایستاده بودیم و باهم گرم صحبت بودیم، یکی از بچه های تخریب که خیلی هم شوخ و مزه پران بود از راه رسید و پس از سلام و علیک گرم، رو به حاجی کرد و با خنده گفت: حاجی جون! یه سوال ازت دارم خدا وکیلی راستشو بهم می گی؟


حاج محسن ابروهاشو بالا کشید و در حالی که نگاه تندی به او انداخته بود گفت: پس من هر چی تا حالا می گفتم دروغ بوده؟!!


بسیجی خوش خنده که جا خورده بود سریع عذر خواهی کرد و گفت: نه! حاجی خدا نکنه، ببخشین بدجور گفتم. یعنی می خواستم بگم حقیقتشو بهم بگین ........


حاجی در حالی که می خندید دستی بر شانه او زد و گفت: سوالت را بپرس.


- می خواستم بپرسم شما شب ها وقتی می خوابین، با توجه به این ریش بلند و زیبایی که دارین، پتو رو روی ریشتون می کشید یا زیر ریشتون؟



YKUXV1F65K.jpg



حاجی دستی به ریش حنایی رنگ و بلند خود کشید. نگاه پرسشگری به جوان انداخت و گفت: چی شده که شما امروز به ریش بنده گیر دادی؟


- هیچی حاجی همینجوری !!!


-همین جوری؟ که چی بشه؟


- خوب واسه خودم این سوال پیش اومده بود خواستم بپرسم. حرف بدی زدم؟


- نه حرف بدی نزدی. ولی ....... چیزه ........



WR9TEC9QVN.jpg




حاجی همینطوری به محاسن نرمش دست می کشید. نگاهی به آن می انداخت. معلوم بود این سوال تا به حال برای خود او پیش نیامده بود و داشت در ذهن خود مرور می کرد که دیشب یا شبهای گذشته، هنگام خواب، پتو را روی محاسنش کشیده یا زیر آن.


جوان بسیجی که معلوم بود به مقصد خود رسیده است، خنده ای کرد و گفت: نگفتی حاجی، میخوای فردا بیام جواب بگیرم؟


و همچنان می خندید.


حاجی تبسمی کرد و گفت: باشه بعداً جوابت رو میدم.


یکی دو روزی گذشت. دست برقضا وقتی داشتم با حاجی صحبت می کردم همان جوانک بسیجی از کنارمان رد شد. حاجی او را صدا زد. جلو که آمد پس از سلام و علیک با خنده ریز و زیرکی به حاجی گفت: چی شد؟ حاج آقا جواب ما رو ندادی ها ؟؟!!


حاجی با عصبانیت آمیخته به خنده گفت: پدر آمرزیده! یه سوالی کردی که این چند روزه پدر من در اومده. هر شب وقتی می خوام بخوابم فکر سوال جنابعالی ام. پتو رو می کشم روی ریشم، نفسم بند می آد. می کشم زیر ریشم، سردم میشه. خلاصه این هفته با این سوال الکی تو نتونستم بخوابم.


هر سه زدیم زیر خنده. دست آخر جوان بسیجی گفت: پس آخرش جوابی برای این سوال من پیدا نکردی؟



منبع: بلاگ طنز جبهه