طرق زدودن حجابهاى ایمان
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳۸۸ : توسط : منتظران منجی

براى وصول به ایمان ابتدا باید حجابهاى که مانع از دیدار مى گردد بر طرف شود. البته در هر سه دسته از مؤ منان حجاب هست اما به انحاى گوناگون . شهود دیدار است . بنابراین ، براى دیدار، حجابها باید رفع شود. برطرف شدن حجابها به سه نحو متصور است .

1. در هنگام مرگ حجابها بر طرف مى شود.اما آیا ایمان در هنگام مرگ ارزش دارد؟

هرگز! مهم این است که انسان بر اثر کوشش و ریاضات شرعیه حجابها را بر طرف کند.

2. انسان با عمل به دستورهاى شرعى ، رذایل را زایل کند و به فضایل آراسته شود. حجابها که از میان مى رفت ، شهود تحقق پیدا مى کند. بنابراین ، ابتدا از طریق تقلید و استماع ، پیوند قلبى پدید مى آید و سپس سیر برهانى تحقیقى پیش مى آید و شخص به مرتبه ایمان تحقیقى نایل مى شود و بر اثر سلوک عملى و معنوى نیز ایمان شهودى و عیانى حاصل مى شود. تا این مرحله جنبه عمومى دارد و براى همه کس مقدور است . حتى شخص ‍ مى تواند اهل برهان نباشد اما بر اثر تهذیب نفس و تحمل ریاضات شرعیه ، چشم باطنى پیدا کند و آنچه را که به چشم ظاهر دیدنى نیست ، ببیند.

3. ممکن است افرادى به لحاظ روحى و قلبى قابلیت شهود حق را داشته باشند؛ یعنى ، بر اثر ارتباط با یکى از اولیاى خاص الهى ، رفع حجاب خدا صورت گیرد. از این نمونه ها در تاریخ کم نبوده اند، اینان همچون آهنى بوده اند که در کنار آتش قرار گرفته اند و قابلیت اشتغال یافته اند. از این رو اولیا را به کیمیا تشبیه کرده اند.

 اولیا، مس وجودى مستعدین را طلا مى کنند. حافظ مى گوید:

دست از مس وجود چو مردان ره بشوى
تا کیمیاى عشق بیابى و  زر شوى

از نمونه هاى بارز اشخاصى که بر اثر ارتباط با ولى خدا دگرگون شدند و به مرتبه شهود رسیدند زهیر از اصحاب عاشورایى امام حسین علیه السلام است .
در منازل سلوک از انقباض و انبساط بحث مى شود.

انبساط مخصوص اولیاى خداست و در این منزل تصرفاتى در وجود سالک مى کنند. امام حسین علیه السلام آنگاه که از مکه حرکت کردند، در بین راه کوفه توقف فرمودند و متوجه خیمه شخصى شدند.این خیمه ، جایگاه شخصى عثمانى مسلک بود و اصولا با اهل بیت میانه اى نداشت . بر طبق نقل ، تعهد هم داشته که با امام حسین علیه السلام روبرو نشود. راوى مى گوید امام حسین علیه السلام درکنار این عثمانى مسلک یعنى زهیر خیمه اى بر پا کرد. وى نقل مى کند که زهیر در خیمه اش مشغول غذا خوردن بود که پیکى از جانب حسین علیه السلام به در خیمه او آمد. زهیر انسان معنوى است و داراى کاروان و خویشاوندان زیادى بوده است . نماینده حسین علیه السلام رو به زهیر مى گوید: یا زهیر اجب اباعبدالله یعنى بیا به سوى حسین علیه السلام .
راوى مى گوید: وقتى پیک این جمله را مى گفت ، تمام مجلس در سکوت فرو رفت .لقمه در دهانها خشک شد. کانه على روسهم الطیر یعنى چنان که پرنده اى به سرهایشان نشسته باشد، از حرکت باز ایستادند. در این هنگام همسر زهیر سکوت را شکست . فرمود: اى زهیر، برو ببین حسین علیه السلام چه مى گوید.

زهیر به خیمه امام حسین علیه السلام رفت اما طولى نکشید که چهره زهیر عوض شد.قد اشرق وجهه چهره اش از نورانیت و انبساط مى درخشید. حسین علیه السلام با یک نگاه تمام حجابها را از پیش روى او کنار زد. عثمانى بود، حسینى شد. وقتى از او حکایت حال را جویا شدند، گفت : انى عزمت بصحبة الحسین علیه السلام تصمیم گرفته ام که با حسین علیه السلام باشم .


کیش پارسایان / استاد آیت الله مجتبی تهرانی

ادامه دارد....

طهورا