عوامل کاهش ایمان
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٧ آبان ۱۳۸۸ : توسط : منتظران منجی

از نظر فقهى ، کفر بر دو قسم است : اعتقادى و عملى .

کفر اعتقادى ، عدم اعتقاد به اصول عقاید است که یا از ابتدا وجود ندارد و یا پس از اعتقاد، زایل مى شود که از آن به ارتداد تعبیر مى کنند. گاهى نیز اعتقاد قلبى ندارد اما در ظاهر، بى اعتقادى واقعى اش را بروز نمى دهد.در این صورت ، در اعتقاد، گرفتار کفر باطنى مى شود. البته کفر باطنى با اسلام ظاهرى قابل جمع است .

آنچه در این بحث مد نظر است کفر عملى است : ارتکاب گناه یا ترک واجب در این زمینه دو دسته روایات داریم .
دسته اول ، روایاتى است که گناه را زایل کننده ایمان مى دانند؛ از باب نمونه :
1. محمد بن حکیم از امام کاظم علیه السلام روایتى بدین مضمون نقل کرده است :
قلت لابى الحسن موسى علیه السلام : الکبائر تخرج من الایمان ؟
گفتم آیا گناهان کبیره موجب خروج بنده از دایره ایمان مى گردد؟

فقال : نعم و ما دون الکبائر
فرمودند: بلى و نه فقط کبائر که صغائر هم باعث خروج از منطقه ایمان است .
2. قال رسول الله علیه السلام لایزنى الزانى و هو مؤ من ولایسرق السارق و هو مؤ من

رسول الله صلى الله علیه و آله فرمودند: زنا نمى کند زناکار در حالیکه او مؤ من است و سرقت نمى کند سارق در حالیکه او مؤ من است .

3. روایت دیگرى را عبیدبن زراره نقل کرده است .مى گوید این قیس ظاهرا ابوحنیفه بر امام باقر علیه السلام وارد شده اند. رو کرد به حضرت و گفت :
انا لانخرج اهل دعوتنا و اهل ملتنا من الایمان فى المعاصى و الذنوب

ما کسانى را که مسلمان هستند و پیرو مکتب ما هستند، به دلیل معاصى خارج از ایمان نمى دانیم .
فقال له ابو جعفر علیه السلام : یا ابن قیس اما رسول الله صلى الله علیه و آله فقد قال : لایزنى الزانى و هو مؤ من و لا یسرق السارق و هو مؤ من

امام باقر علیه السلام فرمودند: اما رسول الله زناکار را در حین زنا و دزد را در حین دزدى ، مؤ من نمى دانند.

از این دسته از روایات برداشت مى شود که گناه ، قاطع ایمان است .

اما دسته دوم : از زوال موقت یا تضعیف ایمان به سبب گناه سخن مى گوید از جمله :
1. مرحوم مجلسى روایت مفصلى را در بحار نقل مى کند که قسمتى از آن چنین است :
جاء رجال الى امیرالمؤ منین علیه السلام فقال : یا امیرالمؤ منین ان ناسا زعموا ان العبد لایزنى و هو مؤ من و لایسرق و هو مؤ من و لایشرب الحمر و هو مؤ من و لا یاءکل الربا و هو مؤ من و لا یسفک الدم الحرام و هو مؤ من ؟
شخصى به نزد على علیه السلام آمد و گفت : گروهى گمان مى کنند که بنده نمى تواند زنا کند و مؤ من هم باشد. دزدى کند، شرب خمر نماید، رباخوارى کند، خون حرامى را بریزد و در عین حال مؤ من باشد.
فقال امیرالمؤ منین علیه السلام : صدقک اخوک
حضرت فرمود آنچه را که دوستت گفته است ، راست است .
سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول والدلیل علیه کتاب الله

از رسول الله صلى الله علیه و آله این مطلب را شنیدم که روح ایمانى از گناهکار مفارقت مى کند؛ و دلیل آن هم کتاب خداست .
سپس حضرت به آیات 8 تا 10 سوره واقعه
اشاره مى فرمایند.

2. در روایتى دیگر ابن سبابه مى گوید در خدمت امام صادق علیه السلام بودیم . به ایشان گفته شد.
ترى الزانى حین یزنى و هو مؤ من ؟
دیده اند زناکارى را و حال آنکه آن مؤ من باشد؟
فقال علیه السلام :
لا    فرمودند: خیر، ایمان از وى سلب مى شود.

 3. در روایتى ابن بکبر از امام باقر علیه السلام نقل مى کند که حضرت از قول رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى فرمودند:
اذا زنى الرجل فارقه روح الایمان

هنگامى که شخص زنا مى کند، روح ایمان از وى جدا مى شود.

4. در روایت دیگرى فرموده اند:
لایزنى الزانى و هو مؤ من و لایسرق السارق و هو مؤ من ، یفارقه روح الایمان مادام على بطنها فاذا قام عاد الیه ...

زنا نمى کند زناکار در حالى که او مؤ من است و سرقت نمى کند سارق در حالیکه او مؤ من است روح ایمان از او جدا مى شود تا زمانیکه مشغول آن کار است . هنگامیکه برخاست روح ایمان به او باز مى گردد.

مقصود روایات این نیست که چنین شخصى از نظر فقهى کافر مى شود و نجس است ، بلکه بحث ، بحث باطنى است . این روایات دو معنا مى تواند داشته باشد:
1. احتمال اول این که : مؤ من با ارتکاب گناه ، نزول درجه پیدا مى کند. با عمل حرام ایمانش تضعیف مى شود و در سراشیبى سقوط قرار مى گیرد.
2. احتمال دوم که مصیبت بالاترى است ، مسئلة قطع و وصل
است . یعنى در حال ارتکاب حرام رشته ایمان قطع مى شود و اگر موفق به توبه شد، وصل مى شود. قطع ایمان بر اثر گناه قطعى است ، اما وصل دوباره ایمان مسلم نیست .
چه بسا انسان عاصى موفق به توبه نشود و آیا کسى مى تواند مطمئن باشد که پس از توبه به حالت قبلى اش باز مى گردد؟!

در گذشته ، عمل را لازمه ایمان دانستم . گفتم که نمى شود عسل باشد و شیرینى نداشته باشد. در اینجا هم مى گوییم . آیا مى توان تصور کرد گناه باشد و ظلمت که لازمه آن است نباشد و در عین حال نورانیت درونى هم وجود داشته باشد؟! محال است .

 اگر بخواهیم حمل به صحت هم کنیم باید بگوییم مرتبه ایمان در گناهکار نزول پیدا مى کند.

 

کیش پارسایان / استاد آیت الله مجتبی تهرانی

ادامه دارد....

طهورا