پاسخ امام علی (ع) به بیانیه هفدهم موسوی
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ دی ۱۳۸۸ : توسط : منتظران منجی

وَ قَدْ أَتَانِی کِتَابٌ مِنْکَ ذُو أَفَانِینَ مِنَ الْقَوْلِ ضَعُفَتْ قُوَاهَا عَنِ السِّلْمِ وَ أَسَاطِیرَ لَمْ یَحُکْهَا مِنْکَ عِلْمٌ وَ لَا حِلْمٌ ؛ أَصْبَحْتَ مِنْهَا کَالْخَائِضِ فِی الدَّهَاسِ وَ الْخَابِطِ فِی الدَّیْمَاسِ وَ تَرَقَّیْتَ إِلَى مَرْقَبَةٍ بَعِیدَةِ الْمَرَامِ نَازِحَةِ الْأَعْلَامِ تَقْصُرُ دُونَهَا الْأَنُوقُ وَ یُحَاذَى بِهَا الْعَیُّوقُ. فَمِنَ الْآَنِ فَتَدَارَکْ نَفْسَکَ وَ انْظُرْ لَهَا فَإِنَّکَ إِنْ فَرَّطْتَ حَتَّى یَنْهَدَ إِلَیْکَ عِبَادُ اللَّهِ أُرْتِجَتْ عَلَیْکَ الْأُمُورُ وَ مُنِعَتْ أَمْراً هُوَ مِنْکَ الْیَوْمَ مَقْبُولٌ. (1)

نامه‏اى از تو به دست من رسید که در سخن پردازى از هر جهت آراسته، امّا از صلح و دوستى نشانه‏اى نداشت، و آکنده از افسانه‏هایى بود که هیچ نشانى از دانش و بردبارى در آن به چشم نمى‏خورد.

در نوشتن این نامه کسى را مانى که پاى در گل فرو رفته، و در بیغوله‏ها سرگردان است، مقامى را مى‏طلبى که از قدر و ارزش تو والاتر است، و هیچ عقابى را توان پرواز بر فراز آن نیست و چون ستاره دور دست « عیّوق » از تو دور است.

از هم اکنون خود را دریاب، و چاره‏اى بیندیش، که اگر کوتاهى کنى، و براى در هم کوبیدنت بندگان خدا برخیزند، درهاى نجات بروى تو بسته خواهد شد، و آنچه را که امروز از تو مى‏پذیرند فردا نخواهند پذیرفت.

وَ أَرْدَیْتَ جِیلًا مِنَ النَّاسِ کَثِیراً خَدَعْتَهُمْ بِغَیِّکَ وَأَلْقَیْتَهُمْ فِی مَوْجِ بَحْرِکَ تَغْشَاهُمُ الظُّلُمَاتُ وَ تَتَلَاطَمُ بِهِمُ الشُّبُهَاتُ ، فَجَارُوا عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَ نَکَصُوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ وَ تَوَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ وَ عَوَّلُوا عَلَى أَحْسَابِهِمْ إِلَّا مَنْ فَاءَ مِنْ أَهْلِ الْبَصَائِرِ ، فَإِنَّهُمْ فَارَقُوکَ بَعْدَ مَعْرِفَتِکَ وَ هَرَبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ مُوَازَرَتِکَ إِذْ حَمَلْتَهُمْ عَلَى الصَّعْبِ وَ عَدَلْتَ بِهِمْ عَنِ الْقَصْدِ .فَاتَّقِ اللَّهَ فِی نَفْسِکَ وَ جَاذِبِ الشَّیْطَانَ قِیَادَکَ فَإِنَّ الدُّنْیَا مُنْقَطِعَةٌ عَنْکَ وَ الْآخِرَةُ قَرِیبَةٌ مِنْکَ وَالسَّلَامُ. (2)

گروهى بسیار از مردم را به هلاکت کشاندى، و با گمراهى خود فریبشان دادى، و در موج سرکش دریاى جهالت خود غرقشان کردى، که تاریکى‏ها آنان را فرا گرفت، و در امواج انواع شبهات غوطه‏ور گردیدند،

که از راه حق به بیراهه افتادند، و به دوران جاهلیت گذشتگانشان روى آوردند، و به ویژگى‏هاى جاهلى خاندانشان نازیدند، جز اندکى از آگاهان که مسیر خود را تغییر دادند،

و پس از آن که تو را شناختند از تو جدا شدند، و از یارى کردن تو به سوى خدا گریختند، زیرا تو آنان را به کار دشوارى وا داشتى، و از راه راست منحرفشان ساختى.

در کارهاى خود از خدا بترس، و اختیارت را از کف شیطان در آور، که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک شده است.

پی نوشت :

(1) نهج البلاغه ، قسمتی از نامه 65 ( ترجمه ی دشتی )

(2) نهج البلاغه ، بــرگرفته از نامه 32 ( ترجمه ی دشتی )

منبع : وبلاگ یک استکان چای داغ  http://chaei.blogfa.com/