نهج الولایه

هو

 

الولایه  بمعنی ولایت اطلاقی کل نظام هستی ( اعم از مجرد و مادی ، تکوین و مادون و مافوق )

یعنی همان مقام صادر اول ( اولین چیزی که از حق متعال صادر شد )

 

چند سوال پیش میاید

1-    آیا واقعا کسی هست که این حقیقت در او پیاده شده باشد ؟

2-    آیا اشخاصیکه "الولایه" در انها پیاده شده ، قابل شماره هستند ؟

3-    آیا در زمان ما هم کسی پیدا میشود که " الولایه (مقام ولایت اطلاقی کل نظام هستی) " در او پیاده شده باشد؟

 

پاسخ این سوالات  با علم شهودی است نه علم فکری !

علم ِ فکری ، رهاورد مفهوم کلی است و تشخص ِ فردی نمیاورد.

در بابِ علم ِ فکری ،همه مفهوم کلی را پذیرفته اند اما در مصادیق ِافراد اختلاف دارند.

 

مقام شهود و علم شهودی است که فرد ِ خاص را تشخیص میدهد و بعنوان " الولایه " معرفی میکند.

علم شهودی ، علم به جزئیات نظام هستی است  ؛ به عین ِوجودِ نظام هستی !  شهود یعنی وجود !

 

یک انسان ِ ولی ، قوی و صاحب نفس مکتفی میتواند همچون آیینه صافی بدون زنگار تمام جانهای نسل بشر (ولو اینکه هنوز بدنیا نیامده باشند) را درون جان ِ خویش مشاهده کند و حال ِآنها را ببیند که از بطون ِمعانی ِعالم ذر یا عالم میثاق است.

 

حضرت آدم (ع) در یک مکاشفه معنوی ِ روحانی ِ درونی ، تمام انسانهای این دوره رتق و فتق را بصورت وجودِ نورانی ِ مثالی مشاهده کرد و در درون اینها تنها خمسه طیبه ( و چهارده معصوم ) را یافت که به مقام " الولایه " رسیدند.

 

همانطور که ذکر شد علم فکری فقط به مفهوم ولایت دسترسی دارد ، اما حقیقتِ ولایت تنها به علم شهودی میسر است و راه رسیدن به آن ، معرفت نفس است ؛ یعنی با نفس ناطقه خودباید به ولایت رسید.

نهج : معرفت نفس     در نتیجه      نهج الولایه : راه رسیدن به ولایت ، معرفت نفس

ال که بر سر الولایه  میاید ، ال اطلاقی است  که پاسخ این سوال است ؛

آیا راهی برای رسیدن به او " ولایت " هست ؟

  بله . این کتاب " نهج الولایه " راه را نشان میدهد .

 

پ.ن : نهج الولایه نوشته ابوالفضائل علامه حسن زاده آملی

طهورا

/ 14 نظر / 5 بازدید