تولد وبلاگی جدید

بسم الله النور

سلام قولا من رب الرحیم

 به سراغ من اگر میایید پشت هیچستانم

http://pardisetahoura.blogfa.com/

طهورا

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فطرس

[گل] اسم چمران معروف تر از خودش بود. وقتی عکسش رسید دست اسرائیلی ها، با خودشان فکر کردند "این همان یارو خبر نگاره نیست که می آمد از اردوگاه ما گزارش بگیرد؟" آن ها هم برای سرش جایزه گذاشتند. [گل] چند بار اتفاق افتاده بود که کنار جاده، وقتی از این ده به ده دیگر می رفتیم، می دید که بچه ای کنار جاده نشسته و دارد گریه می کند. ماشین را نگه می داشت، پیاده می شد و می رفت بچه را بغل می کرد. صورتش را با دستمال پاک می کرد و او را می بوسید. بعد همراه بچه شروع می کرد به گریه کردن. ده دقیقه، یک ربع، شاید هم بیش تر. ------------------------------------------------------------------------------ سلام دوست عزیز امیدوارم سال جدید را خوب و پر بار آغاز کرده باشید. با زندگینامه و 50 خاطره از شهید دکتر مصطفی چمران به روزم..... ------------------------------------------------------------------------------ در ضمن با توجه به تعدد دوستان فطرسی و کمبود وقت نمیتونم موقع بروز شدن وبلاگ از طریق کامنت خبرتون کنم.اگر مایل هستید از بروز شدن وبلاگ باخبر شوید، در خبرنامه فطرس دل عضو شوید موفق باشید یاعلی[گل]

محمد رضا ح

سلام سال نو مبارك ببخشيد كه دير آمدم از مطلبتان استفاده نمودم و خوشحال شدم كه توفيق ديدار شما را پيدا كردم در پناه امام عصر باشيد

چند جرعه اندیشه

پـــــــــــوســــــــــــــــتـــــــرهــــــــــــــــــــــای ســـــــــــــیـــــــــــــــاســــــــــــــــــــی

فاطی

هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا شد کوچه هاي ايران مشکين ز اشک سارا سارا لباس پوشيد با جبهه ها عجين شد در فکه و شلمچه دارا به روي مين شد چندين هزار دارا بسته به سر سربند يا تکه تکه گشتند يا که اسير و دربند ساراي ديگري در مهران شده شهيده دارا کجاست ؟ او در اروند آرميده دوخته هزار سارا چشمي به حلقه در از يک طرف و ديگر چشمي ز خون دل تر سارا سوال ميکرد دارا کجاست اکنون ؟ ديدند شعله ها را در سنگرش به مجنون خون گلوي دارا آب حيات دين است روحش به عرش و جسمش مفقود در زمين است در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا در اين زمانه گشتند ده ها هزار دارا هنگام جنگ دارا گشته اسير و در بند داراي اين زمانه با بنز رود به دربند داراي آن زمانه بي سر درون کرخه ساراي اين زمانه در کوچه با دوچرخه در آن زمانه سارا با جبهه ها عجين شد در اين زمانه ناگه چادر لباس جين شد با چفيه اي که گلگون از خون صد چو داراست سارا خود از براي جلب نظر بياراست دارا و گوشواره حقا که شرم دارد ! در دستهايش امروز او بند چرم دارد با خون و چنگ و دندان دشمن ز خانه رانديم اما به ماهواره تا خانه اش کشانديم جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار آنها به

فاطی

ادامه نظر قبلی... جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار آنها به جبهه رفتند اينها شدند طلبکار !!! براي شادي روح مرحوم ابوالفضل سپهر فاتحه يادتون نره

آوازققنوس

سلام دوست عزیزم سال نو مبارک آرزو می کنم امسال پر از برکت باشه و سلامتی وموفقیت قربانت[گل]

جواد آقایی

سلام "....خواهشا شما بر مظلوميت اين سيد نيفزائيد!!!" کربلا ببینمتان یا علی[گل]

فطرس

چرا خدا ما رو همش امتحان میکنه؟ یه روز مریض می کنه.یه روز گرفتار می کنه.یه روز عزیزمون رو از ما می گیره .چرا زلزله می یاد؟چرا کنکور قبول نمی شم ؟چرا تصادف کردم ؟و صد ها چرای دیگه... [گل] شاید برای اینه که بدونیم خدا چقدر دوستمون داره و اگه توی زندگیهامون کمی و کاستی هست گاهی از گناهان خودمونه و گاهی هم از اینه که: خدا میخواد ما مربای شیرینی بشیم!!!!!!! [تعجب] ------------------------------------------------------------------------------------ سلام.با مطلب مربای پوست پرتغال!!! به روزم یاعلی [گل]