پاسخ امام علی (ع) به بیانیه هفدهم موسوی

وَ قَدْ أَتَانِی کِتَابٌ مِنْکَ ذُو أَفَانِینَ مِنَ الْقَوْلِ ضَعُفَتْ قُوَاهَا عَنِ السِّلْمِ وَ أَسَاطِیرَ لَمْ یَحُکْهَا مِنْکَ عِلْمٌ وَ لَا حِلْمٌ ؛ أَصْبَحْتَ مِنْهَا کَالْخَائِضِ فِی الدَّهَاسِ وَ الْخَابِطِ فِی الدَّیْمَاسِ وَ تَرَقَّیْتَ إِلَى مَرْقَبَةٍ بَعِیدَةِ الْمَرَامِ نَازِحَةِ الْأَعْلَامِ تَقْصُرُ دُونَهَا الْأَنُوقُ وَ یُحَاذَى بِهَا الْعَیُّوقُ. فَمِنَ الْآَنِ فَتَدَارَکْ نَفْسَکَ وَ انْظُرْ لَهَا فَإِنَّکَ إِنْ فَرَّطْتَ حَتَّى یَنْهَدَ إِلَیْکَ عِبَادُ اللَّهِ أُرْتِجَتْ عَلَیْکَ الْأُمُورُ وَ مُنِعَتْ أَمْراً هُوَ مِنْکَ الْیَوْمَ مَقْبُولٌ. (1)

نامه‏اى از تو به دست من رسید که در سخن پردازى از هر جهت آراسته، امّا از صلح و دوستى نشانه‏اى نداشت، و آکنده از افسانه‏هایى بود که هیچ نشانى از دانش و بردبارى در آن به چشم نمى‏خورد.

در نوشتن این نامه کسى را مانى که پاى در گل فرو رفته، و در بیغوله‏ها سرگردان است، مقامى را مى‏طلبى که از قدر و ارزش تو والاتر است، و هیچ عقابى را توان پرواز بر فراز آن نیست و چون ستاره دور دست « عیّوق » از تو دور است.

از هم اکنون خود را دریاب، و چاره‏اى بیندیش، که اگر کوتاهى کنى، و براى در هم کوبیدنت بندگان خدا برخیزند، درهاى نجات بروى تو بسته خواهد شد، و آنچه را که امروز از تو مى‏پذیرند فردا نخواهند پذیرفت.

وَ أَرْدَیْتَ جِیلًا مِنَ النَّاسِ کَثِیراً خَدَعْتَهُمْ بِغَیِّکَ وَأَلْقَیْتَهُمْ فِی مَوْجِ بَحْرِکَ تَغْشَاهُمُ الظُّلُمَاتُ وَ تَتَلَاطَمُ بِهِمُ الشُّبُهَاتُ ، فَجَارُوا عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَ نَکَصُوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ وَ تَوَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ وَ عَوَّلُوا عَلَى أَحْسَابِهِمْ إِلَّا مَنْ فَاءَ مِنْ أَهْلِ الْبَصَائِرِ ، فَإِنَّهُمْ فَارَقُوکَ بَعْدَ مَعْرِفَتِکَ وَ هَرَبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ مُوَازَرَتِکَ إِذْ حَمَلْتَهُمْ عَلَى الصَّعْبِ وَ عَدَلْتَ بِهِمْ عَنِ الْقَصْدِ .فَاتَّقِ اللَّهَ فِی نَفْسِکَ وَ جَاذِبِ الشَّیْطَانَ قِیَادَکَ فَإِنَّ الدُّنْیَا مُنْقَطِعَةٌ عَنْکَ وَ الْآخِرَةُ قَرِیبَةٌ مِنْکَ وَالسَّلَامُ. (2)

گروهى بسیار از مردم را به هلاکت کشاندى، و با گمراهى خود فریبشان دادى، و در موج سرکش دریاى جهالت خود غرقشان کردى، که تاریکى‏ها آنان را فرا گرفت، و در امواج انواع شبهات غوطه‏ور گردیدند،

که از راه حق به بیراهه افتادند، و به دوران جاهلیت گذشتگانشان روى آوردند، و به ویژگى‏هاى جاهلى خاندانشان نازیدند، جز اندکى از آگاهان که مسیر خود را تغییر دادند،

و پس از آن که تو را شناختند از تو جدا شدند، و از یارى کردن تو به سوى خدا گریختند، زیرا تو آنان را به کار دشوارى وا داشتى، و از راه راست منحرفشان ساختى.

در کارهاى خود از خدا بترس، و اختیارت را از کف شیطان در آور، که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک شده است.

پی نوشت :

(1) نهج البلاغه ، قسمتی از نامه 65 ( ترجمه ی دشتی )

(2) نهج البلاغه ، بــرگرفته از نامه 32 ( ترجمه ی دشتی )

منبع : وبلاگ یک استکان چای داغ  http://chaei.blogfa.com/

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
133

امام حسن عسكري (ع) هر که مي خواهد که قويترين مردم باشد بر خدا توکل نمايد . بحاالانوار، ج 71، ص (143) احسنت به این سلیقه احسنت تشکر از حضور پر مهر شما

یک دلسوز ولایتمدار

دوست عزیز در هزینه کردن از ائمه معصومین علیهم السلام قدری دقت کنیم . امیدوارم همواره رضایت ولی مان مد نظرمان باشد.

آریا فرمانروای تنهایی

من چی بگم ؟ همه نظر خوبا رو بقیه دادن تموم شد![گریه] خطاب به این جناب روحانی تقلبی ,‌ جرات داری خودی نشون بده تا ملتفتت کنیم کی گستاخه . حالا چرا گرخیدی؟ آدم فقط باید از خدا بترسه روحانی جان! مخصوصا شما که به عنوان مثال , . لفظا "روحانی" هستین. ما با کسی دعوا نداریم که ! منظورم این بود با صحبت ملتفتتون می‌کنیم. یک یا علی , با قوت برای نویسنده عزیز

راهی

سلام دستتون درد نکنه خیلی عالیه به روزم یا علی

سید

[گل]دوست گرامی به نظر شما این نامه که مال 1400 سال پیشه و طبق مقتضیات زمان خود نوشته شده به این حق طلبی ما (سبزها) و رهبرانمان مرتبط است. پس منم می گویم به حسینی نماینده اصول گرای مجلس که نامه استعفایش را به مجلس دادو باز پس گرفت مرتبط است . و یقین دارن که بیانیه موسوی را نخوندی . زنده باشی[گل] پاینده باد جنبش سبز

صالح

سلام ... ممنون از وبلاگ زیباتون... عالی و پر محتوا.... خوشحال میشم به این حقیر هم سری بزنید... اگر هم مایل به تبادل لینک بودین حتما خبرم کنین... بنده رو هم با نام منتظر المهدی(عج) لینک کنین... خیلی دوست دارم با شما بیشتر اشنا شم. لطفا این حقیر رو قابل بدونید... به امید روز ظهور... یا علی مدد... بازهم - صحبت فرداست قرارِ ما ها بازهم - خیر ندیدیم از این فردا ها چقدر پای همین وعده ی تو پیرشدند جگر "مادر ها " موی سر "بابا ها " سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود پس چه شد آمدنِ آن نفر ِ فردا ها سیزده قرن، نفسهایِ زمین پرشده از ... "پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها سیزده قرن، تو آنجایی و ما اینجائیم چه کنم راه به آنجا ببرند اینجاها خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست دیدن یک نفر از ... یک نفر از آقاها باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد بازهم سرد گذشتند ، شب یلداها شاعر:علی اکبر لطیفیان

آریا فرمانروای تنهایی

سلام . دادش با آرامش جواب اين كافر هارو بده . اينا لياقت ندارن يه عزيزی مثل شما به خاطرش عصبانی بشه.راستی اينا اصلا انسان هستن؟ آپم

احمدعلی یزدی

سلام علیکم بابا موسوی که آن زمان نبود ! آهان از اون لحاظ ! ولی علی زمان که نهج البلاغه نداره !

مسافر

با سلام وبلاگ مسافر جهت دانشجویان عمره گذار راه اندازی شده، تقاضا داشتم این وب را جهت ارتقاع مخاطبین لینک بفرمایید. با تشکر