مدرسه عشق

" السلام علی قتیل العبرات "

سلام بر مولا و سردار عشق 

سلام بر تجلی ِ زیبای بهشت در دوعالم

  و سلام بر مفتاح زیبای خلقت حسین (ع) 

  مولای من !                                

آنروز که ندای غریبانه  "هَل مِن ناصِر ٍ یَنصُرُنی" ات را شنیدم و یارای جوابم نبود ،آنروزکه نگاه درخشان و لبخند زیبایت را دیدم و یارای حرکتم نبود ، آنروز عاشورا بود..... (عاشورای ١٣٧٨ )

و شما را دیدم که نه به ما ، بلکه به همه انسانهای دوران اشاره میکنی و یارمیطلبی و میخواهی که در راه دین یاورت باشیم.

خوب من !

چه تلخ بود آنزمان که میخواستم لبیک گویم ، اما گوئی زبانم قفل شده بود.

میخواستم به یاریتان بشتابم ، اما پاهایم در زنجیربودند و پر پروازی نداشتم .....

اشک ریختم ، ناله زدم و از خودتان یاری طلبیدم و زمزمه کردم :

" مولا جان! میخواهم با شما بیعت کنم.

میخواهم به یاریتان بشتابم  و یاورتان باشم ، به حقیقت منتظر باشم و یاور فرزند پاکتان مهدی موعود(عج) "

فریاد برآوردم "هَل مِن ناصِر ٍ یَنصُرُنی ؟!"

کیست که در راه تهذیب و تزکیه و باز کردن زنجیرها یاریم دهد؟!

تنها شما ای چراغ هدایت و ای کشتی نجات بشریت!

کجاست آن طبیبی که پر سوخته پروازم را مداوا کند؟!

تنها شما مولا و مدرسه عشق شما.

 و اینک اربعین است..... ( اربعین ١٣٨٨ )

یاری ام کن مولا جان ،

تا بتوانم پرواز کنم  فارغ از تمام تعلق ها و یاری ات کنم با همه هستی .

 

آری ! این منم با کلافی نخ در صف خریداران یوسف

و چه سخت است عاشقی و درویشی ،

و چه لذت بخش است در عین درویشی عاشقی !

 

طهورا

/ 44 نظر / 5 بازدید