سوالی از محضر حضرت علامه حسن زاده آملی پیرامون موضوعات مورد نیاز جامعه

جامعه ما به چه موضوعاتی بیشتر نیاز دارد؟

 جامعه ما به علوم گوناگون نیاز دارد و آنچه را که عقل و شرع امضاء فرموده‌اند همه محترمند و بعد از علم دین که علم انسان ساز است، اجتماع به طبیب، بازرگان معتبر و متدین و حافظان اجتماع نیازمند است. حافظان اجتماع که همان ارتش باشند نگاهدارنده‌ی اجتماعی و سنگر مردمند و حافظ حد و مرز اجتماع هستند. قرآن کریم فرمود ما برای سعادت بشر دو چیز فرستادیم؛ یکی کتاب و دیگری آهن.

در بعضی از تفاسیر عنوان کرده‌اند که عطف آهن بر کتاب چگونه عطفی است و چه ارتباطی بین آهن و کتاب وجود دارد که اینها به هم عطف شدند؟ نزول کتاب با «انزلنا الحدید فیه بأس شدید» این چه تناسبی با هم دارد؟ بعد فهمیدند که حدید به معنی شمشیر است و استفاده از شمشیر، کار ارتش است. حدید نگاه‌دارنده‌ی نظام است. مگر جامعه‌ای بدون حدید پایدار می‌شود؟     «و لکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب»

همچنین جامعه به صنایع و به دانشوران و آنچه را که عقل و شرع برای تکامل اجتماع و برای حفظ مدینه‌ی فاضله اجازه فرموده‌اند، نیاز دارد.

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به اصحابشان فرمودند: از شما کسانی باشند که زبان بیگانگان را بیاموزند تا نامه‌ها را بخوانند و بفهمند و حتی امر فرمودند که زبان دیگر قبایل را یاد بگیرند، چرا که زبان هر طایفه‌ای نردبانی است برای رسیدن به مقاصد آن طایفه.

پس آنچه را که جامعه برای نگهداری پیکره اجتماع و مدینه فاضله نیاز دارد، همه پسندیده است و نویسندگان ما نیز برای پروراندن آن حقایق باید دست به قلم ببرند و اولین چیزی که از اهمیت بسزایی برخوردار است، «آدم سازی» است. برای هر گروه، باید معارف و علوم اسلامی به همان نسبت، برای‌شان به صورت کتاب نوشته شود و غذای روحی‌شان به اندازه ظرفیت ادراکی‌شان باشد.

کتاب به معنی سفره‌ی غذاهای معنوی انسان‌ها و به خصوص نسل جوان اجتماع است. لاجرم کتاب باید انسان‌ساز بوده و در تشکیل مدینه‌ی فاضله نقش داشته باشد؛ و غرض و ایده‌ی نویسنده‌ی کتاب، نشر بذر معارف در نفوس مستعد باشد. امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دانشمندان را به زارع تشبیه فرموده است، و دل‌های پذیرای معارف را به مزارعه، چنانکه در نهج‌البلاغه فرموده است: «یحفظ الله بهم حججه و بیناته حتی بودعوها نظرائهم و یزرعوها قلوب اشباههم»

آدمی محتاج است به تحصیل علوم معنوی و آشنایی با معانی کلمات کتاب هستی، و فراگرفتن و حرف و آنچه که وسایل و لوازم زندگی مدینه‌ی فاضله انسانی بدان نیازمند است و موجب ترقی و تکامل تمدن بشری است. این کتاب است که بهترین سبب و وسیله برای رسیدن این آرمانهای ارزشمند دنیوی و اخروی است. بدین لحاظ، کتاب در اجتماع، موقعیت و اهیمت بسزایی دارد و ارباب قلم نیز دارای وظیفه‌ای بسیار خطیر و سنگین هستند. انسان باید بکوشد تا خود کتاب و کتابخانه زنده باشد و به قول شمس مغربی:

                                    مرا به هیچ کتابی مکن حواله دگر               

                                  که من حقیقت خود را کتاب می‌بینم

این مطلب بدین معنی است که علم و عمل در حقیقت، جوهر انسان سازند، و انسان آنچه را فرا گرفته و بدان عمل نموده است، گوهر ذات او می‌گردد. و به عبارت دیگر: علم و عمل خود سازنده وجود است.

 هر خردمند فرزانه بنگرد که در شب و روز، خودش را چگونه می‌سازد. و این مطلب وزین، بر اصل استوار و پایدار اتحاد عقل و عاقل و معقول، یعین علم و عالم و معلوم، و هم اتحاد عمل و عامل و معمول است. چه این که عمل را دو روی است، رویی با زمان و ماده است که متصرم و منقضی است، و رویی با ماورای زمان و ماده و طبیعت است که حقیقت گوهر انسان می‌شود و همیشه باقی و برقرار است. لذا پیغمبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم )به قیس بن عاصم فرمود: همه‌ی احوال و نشیب و فراز را که در پیش داری، آن عمل تو است.

غرض این که مرد و زن بزرگوار اجتماع ما باید بکوشند تا خود کتاب زنده جاودانه سودمند باشند، که جوهر ذات آنها به نور دانش فروغ گیرد. به قول حافظ شیرین سخن:

      گوهر معرفت آموز که با خود ببری                            

                                    که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

منبع : http://abolfazael.com/

طهورا

/ 19 نظر / 5 بازدید